ماه رمضان بر تو ای دوست گلم که دم افطاری تخته گاز داری میری خونه مبارک باد !
جمعیت مبارزه با سوء تغذیه شدید !
ماه رمضان ماه صفا ، تعطیلی ، پرخوری ، بیکاری
و سیگار بعد از افطاری و تماشای سریالهای سرکاری مبارک باد !
به یارو میگن سحر صدات کنیم میگه مگه اصغر چه شه ؟!
آمد آن ماهی که نامش رمضان است
معده از آمدنش شدیدا نگران است !
پسر عموم کاناداست میگفت : عمه ی مامانم از ایران اومده بود پیشمون بیرون که می رفت بدون روسری می رفت وقتی که میومد تو خونه روسری سرش می کرد! میگفت از بابات خجالت میکشم!!!
بچه خواهرم 8 سالشه…مامان و باباش رفتن جایی اونو نبردن…گریه کنان اومده به من میگه دایی تو لپ تاپت آهنگ بذار گوش کنم…بهش میگم سوسن خانوم بذارم؟ میگه نه داریوش بذار !!
پسره متولد 1382، تو فیسبوکش نوشته: منو در بلاتکلیفی عشق و هوس رها مکن !! . . . . من همسن این بودم وفتی میرفتم دستشوئی بلاتکلیف میموندم از کدوم وری باید بشینم
دختره استاتوس گذاشته : " درد زایمان خیلی زیاده " ! پسره کامنت گذاشته "دَرکت میکنم " . . . پیشرفت قابل توجهی داشتن پسرا ، دیگه کار از زیر ابرو برداشتن گذشته !
داشتم رپ گوش میدادم بابام گفت این کیه صداش مثله صدای لوله بخاریه ... گفتم : هیچکس ... یدونه زد پس گردنم گفت به پدرت جواب سر بالا نده احمق بی تربیت !!
کارنامه ایرانی ها :
زبان انگلیسی = ۱۹
دقت کنین اونایی که قراره دوسال بعد کنکور بدن کنکورشون همزمان میشه با ماه رمضان
میگن تو جهنم یه جایی هست
حالا خودتون میرید میبینید !
بَ رَ بَ بَ
همون برو بابای خودمونه
اینو در پاره مواقع با دهنی کج، واسه تضعیف روحیه طرف بکار میبرن !
من نمیدونم این مامانا که وسایل خودشون رو یه جایی میزارن,بعد خودشونم یادشون میره کجاس ... چه جوریه که تو پیدا کردن
وسایلیکه ما به اصطلاح تو 7 تا سوراخ موش قایم میکنیم تبحر خاصی دارن
.................................................................
معلم : اولین صدایی که بعد از زلزله ، سیل و بلاهای طبیعی میشنوید چیه ؟
ﺑﯿﻦ ﺷﺒﮑﻪ ﻫﺎﯼ تلویزیون ﻣﯿﭽﺮﺧﯿﺪﻡ یه ﻟﺤﻈﻪ یه ﻓﯿﻠﻢ ﻫﻨﺪﯼ ﺩﯾﺪﻡ
ﺗﻮﺵ ﯾﮏ ﻧﻔﺮﻭ ﺑﺎ ﻣﺴﻠﺴﻞ ﺍﺯ ﺩﻭﻣﺘﺮﯼ ﺑﻪ ﺭﮔﺒﺎﺭ ﺑﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﻥ ﺑﻌﺪ ﯾﺎﺭﻭ ﺟﺎﺧﺎﻟﯽ ﻣﯿﺪﺍﺩ !
ملت هر شب تو تختشون دنبال گوشیشون میگردن که به bf/gf شون sms بزنن
اون وقت من سه ساعت دنبال طول و عرض پتوم می گردم
کور باش بانـــو..
نگاه که میکنی٬ میگویند: نخ داد!
عبوس باش بانـــو..
لبخند که میزنی٬ میگویند: پا داد!
لال باش بانـــو..
حرف که میزنی٬ میگویند: جلوه فروخت!
شاید اینجوری دست از سرتون بردارند...
و نسل ما٬ نسلی ست که چادر هم تو را از شر چشم های ف.اح.ش.ه حفظ نمیکند!!!
اینجا ایران است.. خودت را بپوشان! اینجا با نگاه ح.ام.ل.ه ات میکنند...
پسر در حال دویدن…
زااااارت (صدای زمین
خوردن)
رفیق پسر: اوه اوه
شاسکول چت شد؟ خاک بر سرت آبرومونو بردی الاغ، پاشو گمشو! (شپلخخخخخ “صدای پس
گردنی”)
یک رهگذر: چیزی مصرف
کردی؟یکم کمتر میزدی خب!!
یک خانوم جوان رهگذر:
ایییییش پسر دست و پا چلفتیِ خنگ!
.
.
.
دختر در حال راه رفتن…
دوفففففففسک (زمین
خوردن به دلیل نقص فنی در قسمت پاشنه کفش)
رفیق دختر: آخ جیگرم
خوبی؟ فدات شم! الهی بمیرم! چی شدی تو یهو؟ وااااااااااای…
یک رهگذر: دخترم خوبی؟
فشارت افتاده؟ میخوای برسونمت دکتری جایی؟
یک پسر جوان رهگذر: ای
وای خانوم حالتون خوبه؟ دستتونو بدین به من!
من ماشینم همینجا
پارکه یه لحظه وایسین،با این وضع که دیگه نمیتونین پیاده برین!!
شب عروسیه، آخره شبه ، خیلی سر و صدا هست. میگن عروس رفته تو اتاق لباسهاشو عوض کنه هر چی منتظر شدن برنگشته، در را هم قفل کرده. داماد سروسیمه پشت در راه میره داره از نگرانی و ناراحتی دیوونه می شه. مامان بابای دختره پشت در داد میزنند: مریم ، دخترم ، در را باز کن. مریم جان سالمی ؟؟؟ آخرش داماد طاقت نمیاره با هر مصیبتی شده در رو می شکنه میرند تو.
مریم ناز مامان بابا مثل یه عروسک زیبا کف اتاق خوابیده. لباس قشنگ عروسیش با خون یکی شده ، ولی رو لباش لبخنده! همه مات و مبهوت دارند به این صحنه نگاه می کنند. کنار دست مریم یه کاغذ هست، یه کاغذی که با خون یکی شده. بابای مریم میره جلو هنوزم چیزی را که میبینه باور نمی کنه، با دستایی لرزان کاغذ را بر میداره، بازش می کنه و می خونه :
وبلاگ دوستای گل و با مرامم حتما لطفا و خواهشا سر بزنید
www.niceangel1376.blogfa.com
www.maryam6784.blogfa.com
دختر:دیگه تموم شد.
پسر: به همین زودی عوضی؟میدونستم اینقدر پستی، واسه همین با 3 تا دختره دیگه دوست بودم...!!!
دختر: ولــــــــــی... من امتحانامو گفتم...
پسر: ببخشید ، گوه خوردم !
دختر: ببند
...